عزم آن دارم که امشب نيمه مست

پايکوبان کوزه دردي به دست

سر به بازار قلندر بر نهم

از پي يک ساعت ببازم هرچه هست

تا کي از تزوير باشم رهنماي

تا کي از پندار باشم خودپرست

پرده پندار مي بايد دريد

توبه تزوير مي بايد شکست

وقت آن آمد که دستي بر زنم
???چند خواهم بود آخر پاي بست

.

.

Hello world!

می 6, 2009

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!